1
00:00:08,200 --> 00:00:14,990
‫- چشمان سوگوار -

2
00:01:31,990 --> 00:01:36,370
‫قسمت ۱۱

3
00:01:38,240 --> 00:01:39,370
‫برو سر اصل مطلب.

4
00:01:40,170 --> 00:01:41,370
‫قضیه چیه؟

5
00:01:41,850 --> 00:01:47,550
‫شنیدیم که شما نورتون و کنستانتین،
‫«برنز و شعله‌ها» از چهار فرمانروا رو کشتید.

6
00:01:47,550 --> 00:01:48,250
‫درسته.

7
00:01:48,250 --> 00:01:51,670
‫ولی مطمئن نیستیم که استخوان اژدهاشون رو
‫به دست آورده باشید.

8
00:01:51,670 --> 00:01:53,480
‫ما می‌تونستیم جفتشون رو بگیریم،

9
00:01:53,480 --> 00:01:55,100
‫ولی یه اتفاق غیرمنتظره افتاد.

10
00:01:55,100 --> 00:01:57,000
‫یه دانشجو، خیلی سریع عمل کرد،

11
00:01:57,000 --> 00:01:59,360
‫و با یه اژدر طوفان مستقیم کوبید به نورتون،

12
00:01:59,360 --> 00:02:00,940
‫و فرستادش ته دریا.

13
00:02:00,940 --> 00:02:03,240
‫ما بعدش کل منطقه رو گشتیم،

14
00:02:03,240 --> 00:02:04,600
‫ولی نتونستیم بقایاش رو پیدا کنیم.

15
00:02:04,600 --> 00:02:06,520
‫ولی مطمئنید نورتون مرده؟

16
00:02:06,520 --> 00:02:08,420
‫بعیده زنده مونده باشه.

17
00:02:08,420 --> 00:02:11,640
‫علاوه بر اون، ما کنستانتین رو واقعاً کشتیم،

18
00:02:12,190 --> 00:02:14,320
‫و بقایاش رو بازیابی کردیم.

19
00:02:17,700 --> 00:02:19,560
‫برای اولین بار در تاریخ،

20
00:02:19,560 --> 00:02:22,080
‫ما واقعاً یکی از چهار فرمانروا رو سلاخی کردیم.

21
00:02:22,080 --> 00:02:24,100
‫در آینده‌ای نزدیک،

22
00:02:24,100 --> 00:02:27,620
‫معتقدم که تمام امپراتوران اژدها
‫یکی پس از دیگری سقوط خواهند کرد.

23
00:02:27,620 --> 00:02:30,670
‫بزن بریم آنجو، به سوی یک عصر جدید!

24
00:02:30,980 --> 00:02:34,060
‫نه، چیزی که مهمه عصر جدید نیست،

25
00:02:34,060 --> 00:02:36,130
‫بلکه پایان یافتن یه عصر خاصه.

26
00:02:37,160 --> 00:02:38,750
‫با من نمی‌نوشی؟

27
00:02:38,750 --> 00:02:39,740
‫رانندگی می‌کنم.

28
00:02:41,690 --> 00:02:44,300
‫اتحاد ما و انجمن مخفی شما، هر دو دورگه‌ایم.

29
00:02:44,300 --> 00:02:46,550
‫ما باید دوستای خوبی باشیم،

30
00:02:46,550 --> 00:02:49,520
‫اما دیدگاه‌های متفاوتی در مورد «دراگون راجا» داریم.

31
00:02:50,370 --> 00:02:52,880
‫شما الان قدرت کشتن نسل اول رو دارید،

32
00:02:52,880 --> 00:02:54,660
‫و ما از دیدن این خوشحالیم.

33
00:02:54,660 --> 00:02:57,110
‫راجع به استخوان اژدها، قیمتت رو بگو.

34
00:02:57,110 --> 00:02:58,890
‫بی قید و شرط قبول می‌کنیم.

35
00:02:58,890 --> 00:03:00,160
‫چه سخاوتمندانه.

36
00:03:00,160 --> 00:03:01,500
‫البته که هستیم.

37
00:03:01,500 --> 00:03:03,360
‫برای هدف مشترکمون.

38
00:03:03,360 --> 00:03:06,950
‫بعد از پایان دراگون راجا،
‫دورگه‌ها باید قدرت رو تقسیم کنن.

39
00:03:06,950 --> 00:03:08,770
‫تا زمانی که کالج کاسل مایل به شریک شدن باشه،

40
00:03:08,770 --> 00:03:10,560
‫ما خساست به خرج نمیدیم،

41
00:03:10,560 --> 00:03:12,750
‫و هر چی بخواید پرداخت می‌کنیم.

42
00:03:12,750 --> 00:03:15,040
‫داریم راجع به تقسیم قلمرو بحث می‌کنیم؟

43
00:03:15,040 --> 00:03:19,560
‫بحث سرِ ساختن و سهیم شدن در شکوهِ
‫عصرِ آینده با همدیگه‌ست!

44
00:03:19,560 --> 00:03:20,990
‫خوب به نظر میاد.

45
00:03:20,990 --> 00:03:22,330
‫نقشه دقیقی هم دارید؟

46
00:03:22,330 --> 00:03:25,980
‫اول، و مهم‌تر از همه، جام مقدس...

47
00:03:25,980 --> 00:03:27,630
‫منظورم استخوان اژدهاست.

48
00:03:27,630 --> 00:03:29,180
‫نمی‌تونید همه‌ش رو برای خودتون بردارید.

49
00:03:29,180 --> 00:03:31,490
‫منظورم رو می‌فهمید جناب مدیر.

50
00:03:31,490 --> 00:03:33,880
‫استخوان اژدها قدرت امپراتور اژدها رو در خودش داره.

51
00:03:33,880 --> 00:03:36,190
‫اژدهایان فقط دو راه برای انتقال قدرتشون دارن.

52
00:03:36,190 --> 00:03:37,950
‫اولی از طریق تولید مثله.

53
00:03:37,950 --> 00:03:39,590
‫دومی با بلعیدن هم‌نوع خودشون!

54
00:03:39,590 --> 00:03:43,030
‫مخصوصاً دومی—
‫این وارثِ حقیقی قدرته!

55
00:03:43,030 --> 00:03:44,920
‫پس، استخون‌ها رو نصف کنیم؟

56
00:03:44,920 --> 00:03:48,040
‫شما نصفش رو بردارید، ما نصفش رو،
‫بعدش بریم کبابش کنیم؟

57
00:03:48,040 --> 00:03:49,420
‫دقیقاً.

58
00:03:49,420 --> 00:03:52,060
‫شرط ما برای اینکه شما قیمت تعیین کنید

59
00:03:52,060 --> 00:03:54,290
‫اینه که نصف استخون‌ها مال ما بشه،
‫و شما هم نصف دیگه رو بردارید.

60
00:03:54,290 --> 00:03:56,240
‫میشه نصفه‌ی ما یکم بزرگ‌تر باشه؟

61
00:03:56,240 --> 00:03:58,760
‫آخه ما آدمامون بیشترن.
‫ممکنه کباب به همه نرسه.

62
00:03:58,760 --> 00:03:59,810
‫تو...!

63
00:04:03,850 --> 00:04:04,840
‫بسیار خب.

64
00:04:05,530 --> 00:04:07,220
‫به آینده نگاه کنید جناب مدیر.

65
00:04:07,220 --> 00:04:10,650
‫چرا روی اختلافات گذشته درجا بزنیم؟

66
00:04:10,650 --> 00:04:14,050
‫وقتی اژدهایان منقرض بشن،
‫دورگه‌ها در رأس درخت تکامل قرار می‌گیرن.

67
00:04:14,050 --> 00:04:16,020
‫انسان‌ها توان رقابت با ما رو نخواهند داشت.

68
00:04:16,020 --> 00:04:18,610
‫ما تبدیل می‌شیم به... دراگون راجای جدید!

69
00:04:18,930 --> 00:04:20,780
‫دراگون راجای جدید؟

70
00:04:20,780 --> 00:04:23,400
‫بله، دراگون راجای جدید!

71
00:04:33,750 --> 00:04:35,420
‫داشتم به حرفات گوش می‌دادم،

72
00:04:35,420 --> 00:04:37,500
‫همش دلم می‌خواست ریشت رو بزنم.

73
00:04:38,160 --> 00:04:39,680
‫حیف شد، یکم دستم لغزید.

74
00:04:39,680 --> 00:04:41,420
‫فکر کنم دیگه نتونم ازت پول بگیرم.

75
00:04:48,220 --> 00:04:51,020
‫آنجو، از دست یه بچه عصبانی نشو.

76
00:04:51,020 --> 00:04:54,810
‫هنکل، من هیچوقت آدم آرومی نبودم، مگه نه؟

77
00:04:54,810 --> 00:04:55,900
‫نبودی.

78
00:04:55,900 --> 00:04:59,040
‫به این بچه‌هات بگو اگه می‌خوان پیشنهادی بدن،

79
00:04:59,040 --> 00:05:00,650
‫اول باید بفهمن طرف حسابشون کیه.

80
00:05:00,930 --> 00:05:04,300
‫همه اژدهایان، چه مادرزاد و چه خودخوانده،

81
00:05:04,300 --> 00:05:05,660
‫دشمنان من هستن.

82
00:05:06,370 --> 00:05:08,620
‫و کسایی که دشمن من بودن

83
00:05:08,620 --> 00:05:10,780
‫سرنوشت‌های شومی داشتن.

84
00:05:16,650 --> 00:05:19,750
‫استراتژی مذاکره‌تون اشتباه بود.

85
00:05:19,750 --> 00:05:22,130
‫خواسته آنجو انتقامه.

86
00:05:22,130 --> 00:05:25,440
‫اون می‌خواد انتقام همرزمانش رو که به دست
‫دراگون راجا کشته شدن بگیره.

87
00:05:25,440 --> 00:05:26,880
‫اگه توی این راه کمکش کنیم،

88
00:05:27,280 --> 00:05:30,470
‫اون وقت شاید شرایط ما رو قبول کنه.

89
00:05:31,590 --> 00:05:33,140
‫بیا بیرون.

90
00:05:38,230 --> 00:05:40,270
‫این دفعه شدی «کلنل MFC»؟

91
00:05:40,270 --> 00:05:42,310
‫دفعه قبل «کامن رایدر» بودی.

92
00:05:42,310 --> 00:05:45,240
‫دفعه بعد، میشه لطفاً یه تیپ آبرومندانه‌تر بزنی؟

93
00:05:45,240 --> 00:05:47,770
‫هنوز وقتش نرسیده چهره‌م رو نشون بدم، نه؟

94
00:05:47,770 --> 00:05:49,780
‫به نفع هیچ کدوممون نیست.

95
00:05:49,780 --> 00:05:52,550
‫تازه، اگه قرار نبود بیام به این حراجی لعنتی شما،

96
00:05:52,550 --> 00:05:54,450
‫همچین لباس گرونی نمی‌پوشیدم.

97
00:05:55,120 --> 00:05:57,860
‫حرفای قبل‌ترِ آنجو رو شنیدی.

98
00:05:57,860 --> 00:05:59,980
‫باید بهش اعتماد کنیم؟

99
00:05:59,980 --> 00:06:01,710
‫مخصوصاً در مورد استخوان اژدها.

100
00:06:02,170 --> 00:06:03,410
‫چیزی رو پنهان نمی‌کنه.

101
00:06:03,410 --> 00:06:04,720
‫استخوان اژدها دستشه.

102
00:06:04,720 --> 00:06:07,170
‫هیئت مدیره مدرسه می‌خوادش،
‫ولی آنجو پسش نمیده.

103
00:06:07,640 --> 00:06:09,760
‫هدف بعدی‌شون چیه؟

104
00:06:09,760 --> 00:06:11,040
‫چیز قطعی‌ای نیست.

105
00:06:11,040 --> 00:06:13,330
‫ولی مأمورین اداره اجرایی مدام به «شینگوئو» رفت و آمد دارن،

106
00:06:13,330 --> 00:06:15,560
‫پس هدف بعدی احتمالاً اونجاست.

107
00:06:16,330 --> 00:06:17,510
‫به پاییدنشون ادامه بده.

108
00:06:17,510 --> 00:06:20,910
‫در ضمن، من خیلی به «لو مینگ‌فی» علاقمند شدم.

109
00:06:20,910 --> 00:06:23,650
‫اون فقط یه دانشجو معمولیه،
‫معمولیِ معمولی.

110
00:06:24,000 --> 00:06:25,990
‫پیش‌زمینه خاصی داره؟

111
00:06:25,990 --> 00:06:27,490
‫توی حراجی امروز،

112
00:06:27,490 --> 00:06:30,740
‫یکی توی ۱۰ ثانیه پیشنهاد ۱۰۰ میلیونی اون رو پوشش داد.

113
00:06:31,670 --> 00:06:34,820
‫هوم... شاید سیستم کامپیوتری بانک هک شده،

114
00:06:34,820 --> 00:06:36,450
‫یا شایدم آنجو براش جور کرده.

115
00:06:36,450 --> 00:06:38,370
‫اون بچه خیلی آس و پاسه.

116
00:06:39,750 --> 00:06:41,450
‫هیچ کدوم نبود.

117
00:06:41,450 --> 00:06:45,490
‫۲۵ میلیون سرمایه‌گذار خرد
‫توی بازارهای بورس جهانی وجود داره.

118
00:06:45,490 --> 00:06:50,000
‫توی اون ۱۰ ثانیه، هر کدوم ۴ دلار از حسابشون
‫به لو مینگ‌فی منتقل کردن،

119
00:06:50,000 --> 00:06:51,550
‫که جمعاً شد ۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰.

120
00:06:51,550 --> 00:06:54,890
‫به عبارت دیگه، وقتی لو مینگ‌فی پول لازم داشت،

121
00:06:54,890 --> 00:06:58,990
‫کل دنیا فوراً بهش کمک مالی کردن. انگار...

122
00:07:00,080 --> 00:07:04,130
‫دستِ یه خدا داشت کفه‌های ترازوی ثروت رو جابجا می‌کرد.

123
00:07:04,610 --> 00:07:05,360
‫اون؟

124
00:07:06,160 --> 00:07:08,570
‫اون... یه خداست؟

125
00:07:08,570 --> 00:07:12,200
‫از الان به بعد، تمرکزت رو بذار روی پاییدن لو مینگ‌فی.

126
00:07:12,200 --> 00:07:14,320
‫اطاعت. چیز دیگه‌ای هست؟

127
00:07:14,320 --> 00:07:15,950
‫برو به کالج کاسل.

128
00:07:15,950 --> 00:07:18,400
‫استخوان اژدها باید زیر زمین مخفی شده باشه.

129
00:07:18,400 --> 00:07:19,790
‫برش دار و بیارش!

130
00:07:20,250 --> 00:07:22,920
‫بله! رئیس هنکل، من رفتم.

131
00:07:22,920 --> 00:07:25,080
‫باید یه چیز دیگه برای پوشوندن صورتت استفاده کنی.

132
00:07:25,080 --> 00:07:27,000
‫پاکت کاغذیت داره پاره میشه.

133
00:07:27,870 --> 00:07:30,170
‫تچ، انگار این چیزا می‌تونه جلومو بگیره!

134
00:07:32,010 --> 00:07:36,220
‫آخ! یادم رفت واسه چشمام سوراخ بذارم. لعنتی!

135
00:07:38,000 --> 00:07:39,300
‫مدیر، اومدید.

136
00:07:39,300 --> 00:07:40,190
‫حالت خوبه؟

137
00:07:40,190 --> 00:07:41,860
‫نیروهای امنیتی همین الان محاصره‌م کردن،

138
00:07:41,860 --> 00:07:43,940
‫اصرار داشتن تایید کنم که «هفت گناه کبیره»
‫امن و امان توی ماشینه.

139
00:07:45,610 --> 00:07:48,260
‫بذارشون توی صندوق. من می‌رونم.

140
00:07:48,260 --> 00:07:49,360
‫باشه.

141
00:07:51,190 --> 00:07:55,120
‫مدیر، شما همه این دورگه‌هایی که اومدن حراجی رو می‌شناسید؟

142
00:07:55,120 --> 00:07:56,650
‫مهم نیست بشناسمشون یا نه.

143
00:07:56,650 --> 00:07:59,250
‫به زودی، همه‌شون دشمنان ما میشن.

144
00:07:59,250 --> 00:08:01,640
‫اگه بتونیم چهار فرمانروا رو بکشیم،

145
00:08:01,640 --> 00:08:04,500
‫اون وقت روزی که آخرین امپراتور اژدها
‫توی استخر خون بیفته،

146
00:08:04,500 --> 00:08:06,630
‫روزیه که دورگه‌ها وارد جنگ میشن.

147
00:08:07,290 --> 00:08:10,580
‫جنگ؟ مگه ما همه با هم فامیل نیستیم؟

148
00:08:10,580 --> 00:08:12,840
‫اژدهایان عادت دارن همدیگه رو بکشن.

149
00:08:12,840 --> 00:08:15,550
‫فقط برترین اصل و نسب‌ها زنده می‌مونن،

150
00:08:15,550 --> 00:08:17,680
‫و کم‌کم برتری ژنتیکی خودشون رو افزایش میدن.

151
00:08:17,680 --> 00:08:20,000
‫این غریزه به ما هم منتقل شده.

152
00:08:20,000 --> 00:08:21,410
‫فقط تو متوجهش نشدی.

153
00:08:21,410 --> 00:08:24,900
‫اِ... به عنوان یه آدم ترسو، ترجیح میدم متوجه نشم!

154
00:08:24,900 --> 00:08:26,610
‫میشه یکم عزت نفس داشته باشی؟

155
00:08:26,610 --> 00:08:28,560
‫تو تنها رتبه S ما هستی.

156
00:08:28,560 --> 00:08:30,150
‫من قبلاً تو رو وارد بازی کردم.

157
00:08:30,150 --> 00:08:34,080
‫اومدن به این حراجی اولین قدم تو
‫برای ورود به صحنه اجتماعی دورگه‌ها بود،

158
00:08:34,080 --> 00:08:36,450
‫و اونا همین الانش هم متوجه تو شدن.

159
00:08:36,450 --> 00:08:39,300
‫ها؟ ولی من فقط یه طعمه‌م، درسته؟

160
00:08:39,300 --> 00:08:42,890
‫به عنوان یه طعمه...
‫لازم نیست اسمم رو یادشون بمونه، نه؟

161
00:08:42,890 --> 00:08:46,750
‫تو... تک‌خالِ جدید مایی.

162
00:08:47,600 --> 00:08:49,080
‫تک‌خال؟

163
00:08:49,080 --> 00:08:52,800
‫این همون کسی نیست که هر چقدر هم خفن باشه،
‫تهش کشته میشه؟

164
00:08:52,800 --> 00:08:54,720
‫تعجبی نداره که دعوت‌نامه به اسم واقعی خودم بود.

165
00:08:54,720 --> 00:08:58,460
‫این مدیرِ لعنتی داره سعی می‌کنه
‫منو بندازه توی دردسر.

166
00:08:58,930 --> 00:09:02,230
‫دورگه‌ها، درست مثل اژدهایان،
‫به اصل و نسبشون افتخار می‌کنن.

167
00:09:02,230 --> 00:09:04,760
‫پیدا کردن یه رتبه S مثل تو آسون نبود،

168
00:09:04,760 --> 00:09:06,540
‫پس معلومه که باید معرفیت کنیم.

169
00:09:06,540 --> 00:09:08,810
‫ممنون که انقدر بهم لطف دارید.

170
00:09:08,810 --> 00:09:10,780
‫مدیر، همیشه می‌خواستم ازتون بپرسم...

171
00:09:10,780 --> 00:09:13,690
‫واقعاً وقتی رتبه S رو بهم دادید
‫دستم ننداخته بودید؟

172
00:09:16,080 --> 00:09:20,330
‫مینگ‌فی، تا حالا فکر کردی
‫چرا توی این دنیا وجود داری؟

173
00:09:21,320 --> 00:09:22,640
‫من...

174
00:09:23,650 --> 00:09:25,390
‫می‌دونی «اندوهِ خون» چیه؟

175
00:09:25,860 --> 00:09:28,740
‫ها؟ اون دیگه چه کوفتیه؟

176
00:09:28,740 --> 00:09:30,710
‫تا حالا واقعاً بهش فکر نکردم.

177
00:09:30,710 --> 00:09:31,950
‫من خونواده‌ای ندارم،

178
00:09:31,950 --> 00:09:33,630
‫و بهترین دوستام همه مردن.

179
00:09:33,630 --> 00:09:36,670
‫با این حال هنوز توی پیری رقت‌انگیزم زنده‌م.

180
00:09:36,670 --> 00:09:39,720
‫چیز زیادی توی این دنیا برام نمونده
‫که عزیزم باشه.

181
00:09:40,650 --> 00:09:43,430
‫ولی هنوزم نمی‌تونم بذارم اژدهایان همه چی رو نابود کنن.

182
00:09:43,860 --> 00:09:45,970
‫اگه کالج کاسل رو نابود کنن،

183
00:09:45,970 --> 00:09:48,430
‫من دوستانم در انجمن شیردل رو ناامید کردم.

184
00:09:48,430 --> 00:09:50,950
‫اگه به قبر دخترایی که زمانی عاشقشون بودم بی‌احترامی کنن،

185
00:09:50,950 --> 00:09:52,070
‫تا پای جون باهاشون می‌جنگم.

186
00:09:52,940 --> 00:09:55,490
‫چون اینا تنها چیزایی هستن که توی زندگیم باقی موندن.

187
00:09:53,610 --> 00:09:54,950
‫م-م-مدیر!

188
00:09:55,490 --> 00:09:58,320
‫اگه کسی جرأت کنه به آخرین تیکه کیک خامه‌ای من دست بزنه،

189
00:09:58,320 --> 00:09:59,620
‫باهاش تا سر حد مرگ می‌جنگم!

190
00:10:01,790 --> 00:10:05,250
‫مدیر یه جنگجوی تنهاست.

191
00:10:05,250 --> 00:10:07,670
‫مینگ‌فی، دلیل تو چیه؟

192
00:10:09,730 --> 00:10:12,250
‫چ-چون هنوز دوست‌دختر ندارم؟

193
00:10:12,250 --> 00:10:12,880
‫کافی نیست.

194
00:10:13,240 --> 00:10:16,690
‫خیله خب، راستش می‌خوام دوباره پدر و مادرم رو ببینم.

195
00:10:16,690 --> 00:10:17,320
‫هنوزم کافی نیست!

196
00:10:17,320 --> 00:10:17,840
‫ها؟

197
00:10:17,840 --> 00:10:22,120
‫معنای زندگی توی چیزایی نهفته‌ست که
‫لحظه مرگ از ذهنت می‌گذره!

198
00:10:22,120 --> 00:10:24,690
‫هجوم خاطرات رو حس می‌کنی، مینگ‌فی؟

199
00:10:24,690 --> 00:10:26,350
‫اون ماشین رو جلوتر می‌بینی؟

200
00:10:26,350 --> 00:10:28,440
‫داریم می‌خوریم بهش! زود فکر کن!

201
00:10:28,440 --> 00:10:30,190
‫دارم فکر می‌کنم، دارم فکر می‌کنم!

202
00:10:30,270 --> 00:10:33,320
‫واقعاً دارم فکر می‌کنم،
‫ولی هیچی به ذهنم نمی‌رسه...

203
00:10:34,250 --> 00:10:36,310
‫یعنی واقعاً هیچی نیست که بهش فکر کنم؟

204
00:10:36,310 --> 00:10:38,780
‫یعنی زندگی من فقط مجموعه‌ای از
‫این تیکه‌های نامفهومه؟

205
00:10:38,780 --> 00:10:40,780
‫هیچی نیست که ارزش نگه داشتن داشته باشه...

206
00:10:40,820 --> 00:10:43,780
‫توی زندگی بی‌ارزشی مثل مالِ من،
‫چی هست که لایق عزیز بودن باشه؟

207
00:10:55,120 --> 00:10:56,800
‫اون منم؟

208
00:11:00,560 --> 00:11:03,850
‫داداش، تو باید زنده بمونی.

209
00:11:04,480 --> 00:11:06,020
‫لو مینگ‌زه؟

210
00:11:06,020 --> 00:11:07,900
‫ما هر دو باید زنده بمونیم.

211
00:11:08,720 --> 00:11:12,190
‫زندگی تنها چیزیه که داریم!

212
00:11:13,020 --> 00:11:18,070
‫آتش ما... دنیا رو... به آتیش می‌کشه!

213
00:11:25,220 --> 00:11:27,330
‫خیلی احساساتی شدی.

214
00:11:27,330 --> 00:11:29,080
‫ولی لازم نیست به من بگی.

215
00:11:30,620 --> 00:11:33,310
‫هر کسی یه دلیلی برای زندگی داره.

216
00:11:33,310 --> 00:11:36,500
‫به خاطر همین دلایل شکننده‌ست که
‫ما با اژدهایان می‌جنگیم.

217
00:11:37,300 --> 00:11:38,600
‫شاید شکننده باشن،

218
00:11:39,620 --> 00:11:41,340
‫ولی تمام دار و ندارمون همینان.

219
00:11:57,070 --> 00:11:58,500
‫هی، اون آدما رو ببین.

220
00:11:58,500 --> 00:12:00,070
‫لباساشون خیلی عجیبه!

221
00:12:00,070 --> 00:12:02,150
‫اونجا رو ببین! باحال به نظر میاد!

222
00:12:02,150 --> 00:12:03,200
‫بیا بعداً امتحانش کنیم!

223
00:12:03,920 --> 00:12:06,160
‫وقتِ تور معارفه‌ست.

224
00:12:07,620 --> 00:12:11,040
‫داداش، ما توی چرخ و فلکیم!

225
00:12:11,040 --> 00:12:12,990
‫من مخصوصاً چرخ و فلک رو انتخاب کردم،

226
00:12:12,990 --> 00:12:15,330
‫چون برای معارفه باید از شلوغی دوری کرد.

227
00:12:17,000 --> 00:12:20,150
‫فکر کردم چون خوشگلم این کار رو کردی.

228
00:12:21,450 --> 00:12:24,650
‫تو اصلاً می‌دونی معنیِ بردنِ یه دختر
‫به چرخ و فلک چیه؟

229
00:12:24,650 --> 00:12:28,180
‫فرق بین چرخ و فلک با بقیه وسایل بازی چیه؟

230
00:12:28,480 --> 00:12:31,420
‫سه مکان مقدسِ قرار گذاشتن رو می‌شناسی؟

231
00:12:31,420 --> 00:12:34,730
‫سینماها، آکواریوم‌ها و چرخ و فلک‌ها.

232
00:12:34,730 --> 00:12:35,900
‫چرا؟

233
00:12:35,900 --> 00:12:38,700
‫چون چرخ و فلک یه جای رمانتیکه!

234
00:12:38,700 --> 00:12:41,900
‫توی جاهای رمانتیک نمی‌تونی
‫راجع به چیزای ناخوشایند حرف بزنی.

235
00:12:41,900 --> 00:12:44,110
‫مگه معارفه موضوع ناخوشایندیه؟

236
00:12:44,110 --> 00:12:47,570
‫در مقایسه با پرت کردن عنکبوت روی دخترا
‫و خندیدن بهشون،

237
00:12:47,570 --> 00:12:49,670
‫معارفه اونقدرام ناخوشایند نیست.

238
00:12:53,160 --> 00:12:56,240
‫راستی، این اولین باره که
‫با کسی میام شهربازی.

239
00:12:56,240 --> 00:12:57,180
‫آه...

240
00:12:57,180 --> 00:12:59,800
‫من یه برادر بزرگتر دارم که مشکل ذهنی داره.

241
00:12:59,800 --> 00:13:02,610
‫آخر هفته‌ها، مامان و بابام مجبورن
‫خونه پیشش بمونن.

242
00:13:02,610 --> 00:13:05,160
‫اگه بخوام بیام شهربازی، باید تنها بیام.

243
00:13:05,800 --> 00:13:08,050
‫ولی کی دلش می‌خواد تنها بیاد شهربازی؟

244
00:13:08,610 --> 00:13:11,520
‫فکر می‌کردم توی خونه خیلی لوسی.

245
00:13:11,520 --> 00:13:12,350
‫چرا؟

246
00:13:12,350 --> 00:13:15,310
‫چون... بهت میومد.

247
00:13:16,630 --> 00:13:18,050
‫اینو تعریف حساب می‌کنم.

248
00:13:18,900 --> 00:13:21,900
‫من و داداشم دوقلوییم.

249
00:13:21,900 --> 00:13:23,650
‫اون شش ساعت قبل از من به دنیا اومد.

250
00:13:23,650 --> 00:13:25,590
‫چون من خیلی طول کشید تا بیام بیرون،

251
00:13:25,590 --> 00:13:27,610
‫دکترا و پرستارا انقدر نگران بودن

252
00:13:27,610 --> 00:13:29,490
‫که فراموش کردن مراقب داداشم باشن.

253
00:13:29,490 --> 00:13:32,890
‫بعدش اون نتونست نفس بکشه و نیم ساعت
‫اکسیژن بهش نرسید،

254
00:13:33,400 --> 00:13:35,110
‫واسه همین دچار مشکل ذهنی شد.

255
00:13:37,450 --> 00:13:41,130
‫مامان و بابا میگن داداشم
‫شانسش رو داد به من.

256
00:13:41,130 --> 00:13:43,510
‫اونم می‌تونست باهوش و بااستعداد باشه.

257
00:13:43,510 --> 00:13:45,980
‫پس من باید بهتر از همه باشم،

258
00:13:46,630 --> 00:13:50,230
‫چون نصف چیزایی که دارم مالِ برادرمه.

259
00:13:51,730 --> 00:13:55,560
‫واسه همینه که هرچقدرم تلاش می‌کنم،
‫هیچوقت تشویق نمیشم.

260
00:13:58,430 --> 00:14:00,940
‫داداش، بچه مایه‌داری مثل تو درک نمی‌کنه.

261
00:14:01,200 --> 00:14:03,860
‫برادرت رو دوست نداری؟

262
00:14:03,860 --> 00:14:05,780
‫نه، واقعاً عاشقشم.

263
00:14:05,780 --> 00:14:07,440
‫اونم منو دوست داره.

264
00:14:07,440 --> 00:14:10,310
‫یادمه یه بار توی بیمارستان قشقرق راه انداخت،

265
00:14:10,310 --> 00:14:12,480
‫چشماش باز بود و کل شب نمی‌خوابید.

266
00:14:12,480 --> 00:14:15,510
‫ولی وقتی منو دید،
‫نگاهش فوراً آروم شد.

267
00:14:18,160 --> 00:14:19,890
‫دستم رو دراز کردم.

268
00:14:19,890 --> 00:14:21,710
‫بوش کرد،

269
00:14:21,710 --> 00:14:23,430
‫و وقتی بو رو تشخیص داد،

270
00:14:23,430 --> 00:14:25,330
‫فهمید که مال خواهر کوچیکشه،

271
00:14:25,950 --> 00:14:27,180
‫اون وقت...

272
00:14:28,940 --> 00:14:30,550
‫با آرامش خوابش برد.

273
00:14:34,380 --> 00:14:37,740
‫درست مثل... یه توله سگ.

274
00:14:37,740 --> 00:14:39,900
‫آدم از هاپوی خودش بدش میاد؟

275
00:14:40,510 --> 00:14:42,860
‫من سگ‌ها رو دوست دارم، ولی نمی‌تونم داشته باشم.

276
00:14:42,860 --> 00:14:44,530
‫مامانم به موی سگ و گربه حساسیت داره.

277
00:14:45,030 --> 00:14:48,370
‫وقتی میرم بیرون، داداشم
‫همیشه دوست داره دنبالم بیاد.

278
00:14:48,370 --> 00:14:49,910
‫یه بار، برگشتم و ندیدمش.

279
00:14:49,910 --> 00:14:52,620
‫وحشت کردم و دویدم عقب،
‫همه جا رو دنبالش گشتم.

280
00:14:55,290 --> 00:15:00,280
‫ما خیلی وقته تو رو زیر نظر داریم،
‫و تو هنوز خودت رو زدی به خنگی.

281
00:15:00,280 --> 00:15:04,040
‫بمیر! بمیر! می‌کشیمت!

282
00:15:04,730 --> 00:15:08,280
‫برادرم خیلی زورش زیاده،
‫واسه همین نمی‌ذارم کسی رو بزنه.

283
00:15:08,880 --> 00:15:11,530
‫خواهر، به حرفت گوش دادم.

284
00:15:11,530 --> 00:15:12,930
‫از خودم دفاع نکردم.

285
00:15:13,640 --> 00:15:17,220
‫داداش، می‌تونی بزنیشون.

286
00:15:22,980 --> 00:15:25,010
‫دوست ندارم کسی به برادرم زور بگه.

287
00:15:27,970 --> 00:15:29,980
‫اگه می‌تونست بیاد شهربازی،

288
00:15:30,600 --> 00:15:32,240
‫احتمالاً خیلی خوشحال می‌شد، نه؟

289
00:15:33,920 --> 00:15:35,890
‫اینم یه جور «اندوهِ خون»ـه.

290
00:15:35,890 --> 00:15:36,640
‫ها؟

291
00:15:36,640 --> 00:15:40,300
‫گروه ما اغلب دور هم جمع میشن
‫به خاطر پیوندهای خونی

292
00:15:41,120 --> 00:15:43,040
‫و تنهاییِ ناشی از جا نشدن توی جامعه.

293
00:15:43,040 --> 00:15:45,290
‫هی، دوباره شروع کردی!

294
00:15:45,290 --> 00:15:47,190
‫هنوز توی چرخ و فلکیم!

295
00:15:47,190 --> 00:15:48,550
‫مسافرین عزیز،

296
00:15:48,550 --> 00:15:51,070
‫سفر شما با چرخ و فلک به پایان رسید.

297
00:15:51,070 --> 00:15:53,200
‫لطفاً با نظم و ترتیب خارج شوید.

298
00:15:53,200 --> 00:15:54,200
‫همش تقصیر توئه!

299
00:15:54,200 --> 00:15:54,600
‫من...

300
00:15:54,600 --> 00:15:56,100
‫بازدیدکنندگان عزیز،

301
00:15:56,100 --> 00:15:59,060
‫به نظر میاد خیلی راجع به زندگی
‫و آرزوهاتون حرف زدید.

302
00:15:59,440 --> 00:16:01,060
‫به روی زمین خوش برگشتید.

303
00:16:01,060 --> 00:16:02,190
‫مدیر؟!

304
00:16:02,570 --> 00:16:04,880
‫و من، داداش لو!

305
00:16:05,390 --> 00:16:07,460
‫مدیر، شما اینجا چیکار می‌کنید؟

306
00:16:08,360 --> 00:16:10,920
‫مینگ‌فی گفت تا حالا به شهربازی «هفت پرچم» نیومده.

307
00:16:11,470 --> 00:16:15,120
‫همچنین ناراحته که نذاشتیم با
‫اون دانشجو سال پایینیِ خوشگل بره معارفه،

308
00:16:15,120 --> 00:16:16,590
‫واسه همین با خودم آوردمش.

309
00:16:16,590 --> 00:16:18,930
‫مدیر، شما خیلی خوش‌تیپید.
‫بیشتر از همه دوستتون دارم.

310
00:16:18,930 --> 00:16:20,580
‫هی، داداش.

311
00:16:20,920 --> 00:16:22,970
‫من اهل شر درست کردن نیستم،

312
00:16:22,970 --> 00:16:27,670
‫ولی اگه جای تو بودم، تحمل نمی‌کردم که اون پیرمرد
‫اینجوری جلوی چشمم دوست‌دخترم رو بقاپه!

313
00:16:27,670 --> 00:16:29,510
‫چه ربطی به من داره؟

314
00:16:32,180 --> 00:16:33,860
‫اون «مارِ آتریوم»ـه،

315
00:16:33,860 --> 00:16:35,930
‫هیجان‌انگیزترین ترن هوایی دنیا.

316
00:16:36,390 --> 00:16:39,560
‫همچنین معروف‌ترین وسیله این شهربازیه.

317
00:16:39,560 --> 00:16:41,760
‫وایی! بریم سوارش شیم!

318
00:16:41,760 --> 00:16:42,190
‫ها؟

319
00:16:42,190 --> 00:16:44,690
‫باشه. عالیه. بریم.

320
00:16:45,400 --> 00:16:46,690
‫بزن بریم!

321
00:16:47,580 --> 00:16:50,860
‫داداش، تو هم... می‌ترسی؟

322
00:16:50,860 --> 00:16:53,190
‫م-من ماشین‌گرفتگی دارم.

323
00:16:53,190 --> 00:16:54,970
‫چه بدبختی‌ایه!

324
00:16:54,970 --> 00:16:58,690
‫معارفه کالج یه مراسم جدیه!

325
00:16:58,690 --> 00:17:00,080
‫چرا باید سوار ترن هوایی بشیم؟

326
00:17:00,680 --> 00:17:03,070
‫آرزوی تو اینه که تمام امپراتوران اژدها رو بکشی، نه؟

327
00:17:03,070 --> 00:17:08,340
‫نمی‌خوای که قبل از رسیدن به این آرزو،
‫روی ترن هوایی سکته کنی و بمیری!

328
00:17:08,340 --> 00:17:11,550
‫برو بهش بگو باید به جاش بریم «قصر پرنسس»!

329
00:17:11,890 --> 00:17:15,760
‫راستش وسیله مورد علاقه من
‫«میو میو کوچولو و دوستان»ـه.

330
00:17:15,760 --> 00:17:19,430
‫داداشا، بیاید دیگه! بریم با هم سوار ترن هوایی شیم!

331
00:17:19,430 --> 00:17:21,310
‫داداشا؟

332
00:17:22,350 --> 00:17:24,810
‫داداش، صورتت داره تیک می‌زنه.

333
00:17:26,770 --> 00:17:29,840
‫الان دیگه حتی «میو میو کوچولو»
‫و پرنسس هم نمی‌تونن نجاتمون بدن.

334
00:17:31,630 --> 00:17:34,520
‫مسافرین محترم، لطفاً سر خود را
‫به پشتی صندلی تکیه دهید

335
00:17:34,520 --> 00:17:37,310
‫تا از آسیب گردن ناشی از
‫شتاب بیش از حد جلوگیری شود.

336
00:17:37,310 --> 00:17:41,040
‫داره راه میفته، داره راه میفته! داریم پرواز می‌کنیم!

337
00:17:59,830 --> 00:18:02,720
‫ها؟ چی؟ وایساد؟

338
00:18:02,720 --> 00:18:03,850
‫نکنه...

339
00:18:03,850 --> 00:18:04,780
‫داداش.

340
00:18:05,230 --> 00:18:06,270
‫بازم که تویی!

341
00:18:06,270 --> 00:18:09,400
‫اگه می‌خوای معامله کنی، ۹ ثانیه وقت داری.

342
00:18:09,680 --> 00:18:13,820
‫توی ۹ ثانیه، هیچکس توی دنیا نمی‌تونه نجاتت بده.

343
00:18:13,820 --> 00:18:15,170
‫لعنت بهت!

344
00:18:16,860 --> 00:18:19,150
‫می‌تونی دفعه بعد وقت قبلی بگیری؟

345
00:18:19,150 --> 00:18:21,140
‫یه زمان بهتر رو انتخاب کنی؟

346
00:18:21,140 --> 00:18:24,160
‫نمی‌خوام روی ترن هوایی با
‫یه فروشنده شیطانی سر و کله بزنم!

347
00:18:24,160 --> 00:18:28,000
‫احتمال تصادف روی ترن هوایی
‫حدود ۱ در ۲۵۰,۰۰۰,۰۰۰ـه.

348
00:18:28,000 --> 00:18:29,170
‫می‌دونم، من...

349
00:18:29,170 --> 00:18:30,380
‫ولی صفر نیست.

350
00:18:31,290 --> 00:18:34,300
‫در ازای هر ۲۵۰,۰۰۰,۰۰۰ حرکت ترن هوایی در دنیا،

351
00:18:34,300 --> 00:18:36,200
‫یک تصادف رخ میده.

352
00:18:36,200 --> 00:18:38,470
‫و برای کسایی که توش گیر افتادن،

353
00:18:38,470 --> 00:18:41,140
‫نرخ مرگ و میر ۱۰۰ درصده.

354
00:18:43,040 --> 00:18:44,560
‫انقدر نفوس بد نزن!

355
00:18:44,560 --> 00:18:47,520
‫یک در ۲۵۰ میلیون فقط یه احتمال آماریه،

356
00:18:47,520 --> 00:18:49,720
‫ولی برای آدمای روی ترن هوایی،

357
00:18:49,720 --> 00:18:52,440
‫حکمِ سرنوشت رو داره.

358
00:18:53,410 --> 00:18:57,000
‫اونا می‌بینن که موج پشت موج مسافر
‫به سلامت به زمین برمی‌گردن،

359
00:18:57,000 --> 00:18:58,740
‫پس باور دارن که اونا هم چیزیشون نمیشه.

360
00:18:59,440 --> 00:19:01,820
‫ولی وقتی سوار ترن هوایی میشن،

361
00:19:01,820 --> 00:19:04,380
‫نتیجه ناگهان تغییر می‌کنه.

362
00:19:09,410 --> 00:19:11,740
‫حرکت قبلی به سمت بهشت رفت.

363
00:19:11,740 --> 00:19:12,750
‫ولی این یکی...

364
00:19:13,100 --> 00:19:14,880
‫یک راست میره جهنم!

365
00:19:17,680 --> 00:19:19,550
‫کمک!

366
00:19:19,840 --> 00:19:23,050
‫بسیار خب. در ازای یک چهارمِ عمرت،
‫من حلش می‌کنم.

367
00:19:23,460 --> 00:19:25,340
‫انتظار نداشته باش این دفعه مجانی انجامش بدم.

368
00:19:25,340 --> 00:19:27,890
‫آسون نبود که تو رو مشتری خودم کنم.

369
00:19:27,890 --> 00:19:29,640
‫وقتی میری سر قرار، من گل می‌فرستم.

370
00:19:29,640 --> 00:19:31,320
‫وقتی خرید می‌کنی، من حساب می‌کنم.

371
00:19:31,320 --> 00:19:35,400
‫من عملاً نوکر شخصی تو بودم،
‫چای و آب میاوردم برات.

372
00:19:38,780 --> 00:19:41,640
‫خیلی بده وقتی بقیه توی کارت دخالت می‌کنن.

373
00:19:41,640 --> 00:19:43,740
‫بسیار خب، این دفعه،

374
00:19:43,740 --> 00:19:45,340
‫اجازه میدم اون حلش کنه.

375
00:19:49,120 --> 00:19:50,500
‫ریل داره می‌شکنه!

376
00:19:50,500 --> 00:19:51,790
‫زمان صفر!

377
00:19:54,000 --> 00:19:56,380
‫من می‌تونم توی قلمروی خودم
‫چند نفر رو معاف کنم،

378
00:19:56,380 --> 00:19:58,480
‫و بهشون اجازه بدم زمان رو مثل من درک کنن.

379
00:19:58,480 --> 00:20:00,860
‫ولی انجام این کار شدیداً منو خسته می‌کنه.

380
00:20:00,860 --> 00:20:02,050
‫چقدر وقت داریم؟

381
00:20:02,050 --> 00:20:03,940
‫فقط ۶ ثانیه وقت داریم.

382
00:20:03,940 --> 00:20:07,220
‫من می‌تونم زمان رو پنجاه برابر کِش بیارم،
‫یعنی ۳۰۰ ثانیه.

383
00:20:07,220 --> 00:20:10,120
‫توی این مدت، باید یه نقشه نجات بریزیم.

384
00:20:10,120 --> 00:20:12,600
‫وگرنه، همه مسافرهای این ترن می‌میرن.

385
00:20:12,600 --> 00:20:14,770
‫موقع صف وایسادن، اطلاعات روی دیوار رو دیدم.

386
00:20:13,770 --> 00:20:16,980
‫{\an7}توجه
‫(۱) مسافران باید دقیقاً از دستورالعمل‌ها پیروی کنند و تصمیم بگیرند
‫که آیا وضعیت جسمانی‌شان مناسب این سواری هست یا خیر.
‫(۲) هنگام سوار شدن، کمربند ایمنی را ببندید،
‫میله را نگه دارید و وضعیت نشستن مناسب را حفظ کنید.
‫(۳) در حین حرکت، سرعت کنترل می‌شود و فاصله بین کابین‌ها حفظ می‌گردد.
‫برخورد عمدی برای جلوگیری از حوادث ممنوع است.
‫(۴) در حین حرکت، درست بنشینید و محکم نگه دارید.
‫در طول حرکت نایستید و کمربند ایمنی را باز نکنید.
‫(۵) وقتی وسیله به مقصد رسید، سریعاً از خروجی خارج شوید.
‫برای استفاده اضطراری
‫ترمزهای مغناطیسی
‫باله‌دار

387
00:20:14,980 --> 00:20:16,980
‫این ترن هوایی ترمزهای مغناطیسی باله‌دار داره.

388
00:20:17,110 --> 00:20:18,780
‫ترمزها می‌تونن سرعت وسیله رو کم کنن،

389
00:20:18,860 --> 00:20:20,790
‫و نذارن از بالاترین نقطه رد بشه.

390
00:20:20,790 --> 00:20:22,650
‫بعدش روی ریلِ صعودی دنده عقب برمی‌گرده،

391
00:20:22,860 --> 00:20:24,070
‫و به تونل شتاب برمی‌گرده.

392
00:20:24,070 --> 00:20:26,600
‫ترمزها فقط پایینِ «ستونِ زمین» قابل استفاده‌ن،

393
00:20:26,600 --> 00:20:28,300
‫وگرنه ترن از ریل خارج میشه.

394
00:20:28,300 --> 00:20:30,830
‫باید وقتی به بالاترین نقطه نزدیک شدیم
‫این کار رو بکنیم.

395
00:20:30,830 --> 00:20:32,710
‫زود برو پشتِ ترن و جعبه رو باز کن.

396
00:20:33,140 --> 00:20:36,100
‫یه سیم فاز قرمز و یه سیم نول آبی اون تو هست.

397
00:20:36,100 --> 00:20:39,140
‫به هم وصلشون کن تا ترمزهای باله‌دار فعال بشن.

398
00:20:39,140 --> 00:20:42,570
‫ترمز کردن فقط ۳ تا ۴ ثانیه طول می‌کشه.
‫زمان‌بندی حیاتیه.

399
00:20:42,570 --> 00:20:46,720
‫باید حدود ۱۰ متر قبل از اینکه ترن به بالاترین نقطه برسه
‫فعالشون کنیم.

400
00:20:46,720 --> 00:20:49,290
‫اگه خیلی زود انجامش بدیم، سرعتمون زیاده
‫و ممکنه از ریل خارج بشیم.

401
00:20:49,290 --> 00:20:52,310
‫اگه دیر بجنبیم و از بالاترین نقطه رد بشیم،
‫کارمون تمومه.

402
00:20:52,310 --> 00:20:53,930
‫من ممکنه هر لحظه از هوش برم،

403
00:20:53,930 --> 00:20:55,400
‫و دیگه نمی‌تونم ازتون محافظت کنم.

404
00:20:55,400 --> 00:20:58,340
‫چو زیهانگ، مسئولیت این مأموریت با توئه.

405
00:20:58,340 --> 00:21:00,680
‫فرماندهی کامل با خودته.

406
00:21:00,680 --> 00:21:01,440
‫اطاعت میشه!

407
00:21:01,440 --> 00:21:03,200
‫داداش، تو...

408
00:21:11,420 --> 00:21:12,160
‫لو مینگ‌فی،

409
00:21:12,790 --> 00:21:14,250
‫تو همین جلو بمون و دیده‌بانی بده.

410
00:21:14,250 --> 00:21:16,320
‫وقتی ۱۰ متر فاصله داشتیم، برام دست تکون بده،

411
00:21:16,320 --> 00:21:17,580
‫و من اون پشت کار رو شروع می‌کنم.

412
00:21:21,670 --> 00:21:24,760
‫مدیر! ریل‌ها... ریل‌ها دارن می‌ریزن!

413
00:21:25,160 --> 00:21:26,590
‫چو زیهانگ...

414
00:21:33,250 --> 00:21:37,400
‫تو هم... دقیقاً همین شکلی بهم لبخند زدی.

415
00:21:39,670 --> 00:21:41,780
‫لو مینگ‌فی، برو عقب و آماده شو.

416
00:21:41,780 --> 00:21:43,190
‫من جلوی ریل‌ها رو می‌گیرم.

417
00:21:43,880 --> 00:21:44,780
‫عجله کن!

418
00:21:44,780 --> 00:21:45,610
‫باشه!

419
00:21:50,380 --> 00:21:52,260
‫سیم فاز. سیم نول.

420
00:21:52,260 --> 00:21:53,870
‫بزنمشون به هم تا فعال شه.

421
00:21:54,200 --> 00:21:56,000
‫داداش، من حاضرم.

422
00:21:56,000 --> 00:21:58,380
‫از فرازِ بابل،

423
00:21:58,380 --> 00:22:00,460
‫همچون خورشید بسوزان!

424
00:22:05,810 --> 00:22:07,300
‫لو مینگ‌فی، آماده باش!

